صرفه جویی در بازاریابی – نوزده شیوه

صرفه جویی در بازاریابی

نوزده شیوه برای صرفه جویی در بازاریابی

صرفه جویی در بازاریابی به معنی کم خرج کردن پول و بودجه بازاریابی نیست. موضوع انتخاب های درست در بازاریابی است.

هر کسی مایل است بداند که چگونه می تونن با هزینه کم بازاریابی کرد.

در کل توصیه هایی که در این مورد از این و آن می شنوید، چندان ارزشی ندارند.

بی شک می توانید آگهی های کپی شده را با هزینه ای بسیار کم روی شیشه ماشین افراد قرار دهید. (گرچه این نوع تبلیغ در برخی کشور ها غیر قانونی شده است).
اما وقتی تأثیر یک آگهی ارزان قیمت زیر برف پاک کن ماشین را با تأثیر یک تبلیغ تلویزیونی خوش ساخت مقایسه می کنید، به سادگی علت تفاوت هزینه ها را می فهمید.

در مجموع در بازاریابی هرقدر پول بدهید، همان قدر آش می خورید.

ارزان ترین مشاوران، طراحان و محققان ممکن است در مسیر حرفه ای شدن قرار داشته باشند، اما معمولا چنین نیست.

امکانات نمایش رایگان محصول، معمولا آن را به بازار مورد نظر شما عرضه نمی کند یا اگر عرضه کند، تأثیری مطلوب بر آن نمی گذارد.

احتمالا بازاریابی مناسب، با هزینه کم کار دشواری خواهد بود.

برنامه ریزی برای بازاریابی

برآورد من آن است که فعالیت های تجاری مختلف در مورد نیمی از هزینه های بازاریابی شان بدون برنامه ریزی عمل می کنند.

یعنی سرمایه خود را خرج می کنند بدون آنکه بیاندیشند که هزینه در کجای طرح کلی برنامه بازاریابی شان قرار می گیرد.

شرکت ها غالبا به چاپ مجدد بروشور های چهار رنگ خود، خرید آگهی های تبلیغی گران قیمت در مجلات تجاری و راهنماهای تلفن، تولید انبوه محصولاتی که به سختی فروش می روند.

با صرف پول برای بسته بندی فانتزی محصول خود می پردازند، بدون آنکه هیچ نظری درمورد مناسب بودن این سرمایه گذاری ها در بازاریابی شان داشته باشند.

اگر شما و سازمانتان خود را متعهد کرده اید که بدون دانستن علت … و بررسی گزینه های مختلف و ممکن هیچ پولی در بازاریابی صرف نکنید.

در آن صورت می توانید از هدر دادن پول خود برای فعالیت هایی در بازاریابی که تأثیر چندانی بر فروش ندارند، اجتناب کنید.

هر قدر زمان بیشتری صرف تهیه ی استراتژی و طراحی برنامه خود کنید ، بازاریابی تان مقتصدانه تر و اثر بخش تر خواهد شد .

هدف قرار دادن مخاطب به شکلی دقیق و مشخص

در اکثر برنامه های بازاریابی، بیشتر تلاششان را معطوف افراد یا سازمان هایی می کنند که هرگز مشتری خوبی برای آن ها نمی شوند.

صرفه جویی در بازاریابی به معنی این است که هدف خود را دقیق تر مشخص کنید . افرادی هستند که مشتریان خوبی برای شما نمی شودند، زیرا جزو بازار مورد نظر آن ها نیستند یا نمی توانند باشند.

فکر کنید چقدر پول در مورد آگهی هایی هدر می رود که مورد مشاهده هزاران یا میلیون ها نفر قرار می گیرند.

اما فقط بخش کوچکی از این بینندگان، مخاطبان مورد نظر در بازار شما هستند و نیز فکر کنید چقدر پول برای بازاریابی مستقیم در مورد فهرستی از اشخاص هدر می رود که فقط ۱ درصد آنها پاسخ می دهند.

برای مخاطب قرار دادن مشتریان بالفعل و بالقوه ی خود بدنبال دقیق ترین و مشخص ترین شیوه باشید.

اگر بتوانید به جای فهرستی با ۷۵ % اسامی بی نتیجه، از فهرستی با ۲۵ % اسامی بی نتیجه استفاده کنید.

می توانید همان تأثیر را با مکاتباتی که هزینه ای نصف دارند، اما به همان تعداد مشتریان بالقوه می رسند، ایجاد کنید!

محدود بیاندیشید

گاهی می توان با کوچک تر بودن از هر کس دیگر، در رسانه ی بازاریابی تأثیری بزرگ ایجاد کرد.

گاهی یک تبلیغ چاپی کوچک، به تأثیری بزرگ منجر می شود.

البته نه معمولا ، اما گاهی چنین است و این یعنی که اگر شما به قدر کافی تلاش کنید می توانید تبلیغی کوچک و محدود اما فوق العاده برای خودتان تهیه کنید.

همین امر در مورد سایر رسانه ها، به ویژه آنهایی که اندازه آگهی ها را از لحاظ زمانی اندازه می گیرند، صادق است.

اغلب آگهی های رادیویی ۳۰ ثانیه طول می کشند و نویسندگان تبلیغات رادیویی می کوشند توجه شنوندگان را در تمام آن ۳۰ ثانیه به خود جلب کنند.

خب چرا خود را از زحمت این مبارزه راحت نکنیم و صرفا یک آگهی رادیویی ۱۰ ثانیه ای نسازیم ؟
اخیرا این استراتژی تفکر محدود، اینترنت را تحت تأثیر قرار داده و تعدادی از طراحان، تبلیغ، میکرو سایت هایی خلق می کنند که چیزی بیش از تبلیغات متحرک محصول ندارند.

تبلیغات پلاکاردی، مصرف کنندگان را به این صفحات سرگرم کننده می کشاند و در آینده ممکن است تبلیغات تجاری ۱۰ ثانیه ای روی تابلو های الکترونیکی کنار باجه ها، آسانسور ها و دیگر مراکز عمومی رواج یابند .

محدود کردن قلمرو خود

راه دیگر محدود فکر کردن، متمرکز شدن بر منطقه ی کوچک تری از بازار برای صرف منابع است. این نیز یکی دیگر از راه های صرفه جویی در بازاریابی است.

بدین شکل شما به ماهی بزرگی در دریاچه ای کوچک بدل می شوید.

بسیاری از تولید کننده ها با موفقیت از این استراتژی استفاده می کنند و ( در ابتدا ) فقط در یک منطقه اصلی تجاری بازاریابی می کنند.

پس از آن که در آن منطقه ی کوچک سهم چشمگیری از بازار را بدست آوردند ، می توانند هزینه های رفتن به سایر مناطق را تقبل کنند .

رمز موفقیت این استراتژی درک اثر مقیاس در تجارت است.

اغلب فعالیت های تجاری و صنعتی ، حداقل بخش سود آور بازار را در اختیار دارند، و این اندازه بازار به طرز شگفت آوری نوسان پیدا می کند . پس محاسباتی مختصر و سریع انجام دهید . آیا سهمی ۱۰ یا ۲۰ درصدی از بازار منطقه ، استان، یا شهری واحد ، هزینه های ثابت شما را به همراه هزینه های متغیرتان پوشش می دهد و شما را به نقطه ای بالاتر از حد بی حساب شدن می رساند ؟ اگر هزینه های ثابت شما در آن بازار خاص بسیار بالا نباشد ، این امر ممکن است فعالیت هایی ه هزینه ی ثابت بالایی دارند –مانند کارخانه ها- معمولا باید در انتخاب بازار ، تفکری گسترده تر داشته باشند . مشاوران می توانند بسیار کوچک فکر کنند ، زیرا آنها هزینه های ثابت اندکی دارند ، بهترین راه افزایش فروش خدمات برای مشاوران ، متمرکز کردن تلاش های بازاریابی محلی شان بر اعضای یک انجمن تجاری است .

توسعه ی مرحله به مرحله

برای متمرکز کردن منابع خود می توانید به توسعه ی مرحله به مرحله بپردازید . حتی بزرگ ترین بازاریاب هایی که مخاطبانشان مصرف کننده ها هستند ، برای متمرکز کردن منابع خود از این استراتژی استفاده می کنند . هر بار محصول جدیدتان را در یک بازار معرفی کنید و پیش از آنکه به بازاری جدید بروید ، تأثیر مطلوب خود را در آن بازار بگذارید . موارد استفاده این استراتژی بیشتر از فقط معرفی محصولات جدید است . شما می توانید آگهی تبلیغی پر هزینه ای را ابتدا در یک یا دو بازار پخش کنید و سپس پیش از هزینه کردن برای پخش آن در بازارهای دیگر منتظر عایدات ناشی از آن بمانید . اگر صبور باشید می توانید بسیار بیشتر از آنچه بودجه سالیانه تان اجازه می دهد ، در تبلیغات سرمایه گذاری کنید و اثرگذاری بسیار بیشتری داشته باشید .

یکپارچه سازی تلاش ها

در رویکرد ژاپنی به مدیریت کیفیت کل ، گاهی اصطلاح “خرگوش های بسیار زیاد” را می شنوید . این اصطلاح برای توصیف شرایطی به کار می رود که در آن یک فعالیت تجاری ، بدون داشتن هماهنگی و سازمان دهی کافی ، محصولات و ابداعات بسیار زیادی در راه دارد . برنامه های بازاریابی معمولا زمانی که به یک خرگوش بزرگ نیاز دارند ، در واقع به خرگوش های بسیار زیادی گرفتارند . برای حل معضل “خرگوش های بسیار زیاد” لازم است که با انجام دادن این کارها تمام ارتباطات بازاریابی تان را یکپارچه کنید :

۱٫ تمام کانال های ارتباطی بازارتان را شناسایی کنید .

۲٫ یک استراتژی کلی پیام رسانی طراحی کنید که مشخص کند سازمان شما چه چیزی را باید از طریق هریک از کانال های مذکور انتقال دهد ، و ظاهر و حس و حالی واحد و کلی برای تمام ارتباطات آن تعریف کند .
در صورت استفاده از ارتباطات بازاریابی ، می توانید ارتباطاتی مؤثر تر برقرار کنید و شاید دریابید که می توانید ، در عین کاهش دادن بودجه ، همچنان منظور خود را انتقال دهید . اگر می خواهید فروشتان سود آور باشد ، نام و آرم خود را به یک شیوه (فقط یک شیوه!) نمایش دهید و نیز یک نکته اساسی ( فقط یک نکته!) برای انتقال به مشتریان تعیین کنید . سپس در تمام ارتباطاتتان ، منسجم و یکپارچه عمل کنید .
کاهش هزینه های ثابت
به فکر کاهش هزینه های ثابت ( هزینه هایی که مرتبا و مستقل از کاری که می کنید ، چیزی که می فروشید ، باید بپردازید ، مثل اجاره ملک ) خود باشید . اگر چه این توصیه بیشتر از بازاریابی ظاهرا به حسابداری یا مدیریت عملیات مربوط می شود ، می توانید آن را همچون یک استراتژی فوق العاده مؤثر به کار ببندید !
برای ایجاد تغییر ، تخیل بازاریابی تان را در حیطه ی مدیریت هزینه ها به کار ببندید و ببینید که آیا می توانید راهی مختصر تر برای تولید همین محصول ، انجام دادن همین فرآیند های تجاری بیابید . اگر یافتید ، می توانید به فعالیت هایی محدود و بازاریابی های محلی بپردازید که رقبایتان قادر به بهره جویی از آن ها نیستند – اما شما این توانایی را دارید . اگر به دنبال کشف راهی برای معرفی محصولی جدید با بودجه ی یک بند کفش هستید ، بکوشید تهیه کننده ای کم هزینه بیابید که حاضر باشد محصول شما را در تعدادی محدود تولید کند . با این کار حتی اگر هزینه های نهایی تان کمی بالاتر برود ، در عوض ، هزینه های ثابت بسیار پایین تری خواهید داشت ، زیرا دیگر لازم نیست از پیش سفارش تولید انبوه دهید و سپس اقلام اضافی را انبار کنید . بدین شکل می توانید روی پای خود بایستید ( به عبارت دیگر سودی که به دست می آورید ، کارتان را توسعه دهید .) بدین شکل در بازاری کوچک به تولید و بازاریابی تعداد محدودی محصول بپردازید و سپس سود حاصل را در دور تولید نسبتا بیشتری از محصول به کار ببرید .

در مواردی که در دیدرس مشتری قرار ندارد ، هزینه ها را پایین بیاورید

در نظر مشتریان ممکن است بسیاری بخش های موجود در بودجه ی شرکت ، غیر ضروری باشد . با این حال هیچ کس نظر مشتریان را درباره بودجه شرکت نمی پرسد . مشتریان می توانند به شما هزینه هایی را برای کاهش دادن معرفی کنند که از نظر آنها تأثیری بر کیفیت یا دسترسی پذیری محصولتان ندارند . از منظر مشتریان ، فضای سبز بیرون ساختمان مرکزی اهمیت زیادی ندارد ( وبسیاری افراد درون سازمان نیز شاید همین نظر را داشته باشند ) . اکثر مشتریان اهمیتی نمی دهند که سربرگ نامه های شرکت شما دو رنگ داشته باشد یا یک رنگ . یا اینکه فروشندگان شرکتتان سوار ماشین های جدید می شوند یا قدیمی . در جایی پول خرج کنید که به چشم مشتریان بیاید نه جایی که آنها نمی بینند .

متمرکز سازی منابع

شرکت تان را زیاده از حد گسترش ندهید . فروشندگان ، فروشگاهها ، بازاریابی مستقیم ، یا هرکار دیگری در برنامه خود را به مناطق و دوره های زمانی مشخصی محدود و متمرکز کنید تا بتوانید از مزایای صرفه جویی در مقیاس کار بهره مند شوید ، بدین معنا که هزینه های آکهی ها یا سایر کارهای بازاریابی ، هرقدر بیشتر آن کارها را انجام دهید ، کاهش می یابد . هر فعالیت بازاریابی را در چنان مقیاس زیادی انجام دهید که به صرفه باشد . از ناشران ، مراکز تهیه ی فهرست های پستی و رسانه هایی که فضا و زمان تبلیغات می فروشند ، تخفیف بگیرید . اگر در حیطه ی چاپ و ارسال به جای ۵۰۰۰ نسخه ۵۰۰۰۰ نسخه داشته باشید ، هزینه هر نصخه به کمتر از نیم کاهش می یابد . البته این توصیه را تنها برای جنبه هایی از بازاریابی تان استفاده کنید که می دانید هزینه کردن برای آنها به خوبی جواب می دهد ، مثلا برای ارسال کاتالوگی به کار ببندید که بیشتر امتحان کرده اید و به سودمندی اش پی برده اید . در غیر این صورت مراقب تعهدات بیش از حد باشید – به قسمت های “کاهش هزینه های ثابت” و “تفکر محدود” کمی پیش تر در همین فصل ، رجوع کنید .

متمرکز شدن در نقطه ی مشکل دار

بسیاری از بازاریاب ها زمانی برای ایجاد آگاهی بیشتر در مورد مارک محصول خود پول خرج می کنند که واقعا مشکلی در این حیطه ندارند . اگر مصرف کنندگان هم اکنون محصول شما را می شناسند ، ایجاد مواجهه ی بیشتر کمکی به فروش نمی کند – یا دست کم کمک زیادی نمی کند . به احتمال زیاد در این زمان بازاریابی تان باید بیشتر روی وجهه ی مارکتان کار کند تا آن هایی که محصول شما را می شناسند ، از آن خوششان بیاید .
یا شاید با این مشکل مواجه باشید که افراد زیادی محصول شما را امتحان می کنند ، ولی درصد بالایی از آنها محصول شما را رها می کنند و به مشتریانی دایم تبدیل نمی شوند . در این صورت احتمالا مشکل به خود محصولتان مربوط می شود و سرمایه ی بازاریابی تان باید بیشتر صرف ارتقاء و بهبود محصول شود ، نه صرف حراج ها و تبلیغات پر هزینه . یک نظام توزیع ضعیف نیز ، معضل شایع دیگری به وجود می آورد و آن دشوار بودن دستیابی به محصول شما در هنگام نیاز است . اگر نمی دانید که نقطه ی مشکل دار شما کجاست ، معلوم می شود که صرف سرمایه ی شما هوشمندانه نیست . بر مهم ترین حیطه ی مشکل دار کارتان کاملا متمرکز شوید و سرمایه بازاریابی تان را آنجا خرج کنید . آن گاه بیشترین برگشت سرمایه را مشاهده خواهید کرد و این برگشت در قالب افزایش فروش و سود خواهد بود .

خلاقیت

به شرط برابر بودن همه چیز ، هر قدر بیشتر در بازاریابی خود هزینه کنید ، فروش بیشتری خواهید داشت . رقبایی که گسترده ترین برنامه های بازاریابی را دارند ، توجه و فروش بیشتری خواهید داشت . رقبایی که گسترده ترین برنامه های بازاریابی را دارند ، توجه و فروش بیشتری به دست می آورند . هیچ جای تعجب نیست که برنده شدن در نبرد بازاریابی نسبتا پر هزینه است .
اما یکی از مسائل فوق العاده درباره ی بازاریابی این است که – با خلاق تر بودن از رقبایتان- می توانید از این نبرد پرهزینه فرار کنید . هر ساله یک یا دو مورد از اثر بخش ترین آگهی های تبلیغاتی با بودجه بسیار اندک تهیه می شوند ، اما موفقیت آمیز هستند و این به علت ایده ی خلاقانه ی فوق العاده ای است که در آن ها به کار رفته است .
هنگامی که تبلیغات تلویزیونی کالیفرنیا ریزینس (California raisins) ، که در آنها از خوانندگان سفالی متحرک استفاده شده بود ، روی آنتن رفت ، به رغم اینکه از ده تبلیغ اول جدول بودجه ی کمتری صرف ساخت آن شده بود ، در بالای جدول صنعت تبلیغات جای گرفت . به همین شکل یک محصول جدید با طرح بسته بندی خلاقانه و رویکردی هوشمندانه به تبلیغات نقطه ی خرید ( مثل بروشوری که وقتی باز می شود بامبی صدا می کند یا تراشه ی پخش موسیقی دارد و هر ابداعی از این قبیل ) موجب آن می شود که از یک سرمایه گذاری محدود و کوتاه مدت ، سودی فوق العاده ببرید . بنابر این با بودجه ای محدود می توانید نتایجی بزرگ بدست آورید ، اما باید کمی خلاقیت به خرج دهید !

شناخت نقطه ی درخشش خود

چیزی که بیش از همه ، شما را نزد مشتریان جذاب می کند این است که … ؟
اگر نمی دانید چطور این جمله را چشم بسته به پایان برسانید ، بایذ بیش از هر نوع فعالیت بازاریابی بر شناختن ، صیقل دادن و انتقال نقاط درخشش خود سرمایه گذاری کنید . شما نمی توانید نیاز های همه ی مردم را برآورده کنید ، تلا برای این کار سرمایه و کوشش های شما را آن قدر گسترده و پراکنده می کند که چیزی از آن ها نمی ماند .
پس بگویید که جذاب ترین ویژگی شما چیست ؟ اگر نمی دانید ، پس بودجه ی بازاریابی شما به شکلی نامناسب خرج می شود . ویژگی خود را بشناسید و سپس آنچه را که شما را چنین ویژه و منحصر بفرد می کند ، در هرجا که بازاریابی می کنید ، بیان کنید و به نمایش بگذارید .

پول خرج کردن ( به شکلی هوشمندانه )

به یاد داشته باشید که برنامه های بازاریابی دارای طراحی درست، در واقع ، نوعی سرمایه گذاری برای فروش های آینده هستند . واضح ترین راه برای صرفه جویی در سرمایه گذاری برای فروش های آینده هستند . واضح ترین راه برای صرفه جویی در سرمایه بازاریابی ، کاستن از بودجه بازاریابی است ، اما کاهش های سراسری کم تر نتیجه بخش است . آن ها در سرمایه امسال صرفه جویی می کنند ، اما به شکلی یکسان یکسان بر فروش و سال آینده تأثیر منفی می گذارند . اگر شما به دنبال مشتریان نروید ، بر فروش و سود سال آینده تأثیر منفی می گذارند . اگر شما به دنبال مشتریان نروید ، آنها به دنبال شما نمی آیند ! پس فراموش نکنید که بازاریابی، نوعی سرمایه گذاری برای کسب سود و عایدات در آینده است . شما باید در سرمایه گذاری به شکلی هوشمندانه تر ، و نه با دست کشیدن کامل از سرمایه گذاری ، صرفه جویی کنید . نگاهی به نتایج فعالیت هایتان در سال پیش ( یا ماه و یا حتی هفنه پیش) بیندازید ( اگر که فعالیت هایتان از نوع بازاریابی اینترنتی بوده اند که بی درنگ می توانید گزارش های آن ها را مشاهده کنید) و ببینید که کدام سرمایه گذاری بهترین نتیجه را داشته ، سپس سرمایه گذاری های دارای برگشتی اند را کاهش دهید و هزینه های آن ها را صرف فعالیت های بازاریابی دارای بهترین عملکرد خود کنید . اگر چشمتان دائما مراقب فعالیت هایتان باشد ، بازگشت سرمایه ای که در بازاریابی صرف می کنید دایما افزایش می یابد . سود بردن از تجربه بدین شکل در بازاریابی فوق العاده نادر است .

ارائه ی رایگان محصول و خدمات

علاقه ی من به پول در آوردن ، از هیچ کس کمتر نیست ، اما اگر به سایت شرکت من سر بزنید ، از تعداد مطالب رایگانی که در آن پیدا می شود ، شگفت زده خواهید شد . حتی می توانید متن کامل برخی نوشته های مرا دانلود کنید . چرا من بر خلاف بعضی از رقبایم چنین مطالبی را رایگان عرضه می کنم ؟ زیرا من از کیفیت محصولات و خدماتم مطمئنم و می دانم که مردم وقتی شانس استفاده از آنها را پیدا کنند ، به خرید از من خواهند پرداخت . اغلب ، وقتی یکی از محصولاتم یا کمی وقت آزاد ، در پشت تلفن در اختیار کسی می گذارم ، مشتری جدیدی به دست می آورم که خشنود است و احتمالا به خرید بیشتر خواهد پرداخت و با دیگران نیز درباره ی من و خدماتم صحبت خواهد کرد .
کاری کنید که محصولتان مشتریان جدیدی برایتان پیدا کند . تعدادی از آنها را رایگان بدهید !

استفاده از مکان هایی رایگان برای نمایش نام ، آرم و شعار خود

اغلب وسایل نقلیه و ماشین های کارکنان شرکت ها هیچ تابلو و طرحی بر خود ندارند ، حال آنکه همین شرکت ها پول زیادی صرف خرید فضای تبلیغاتی گران در جاهای دیگر می کنند . از فضاهای تبلیغاتی رایگان غفلت نکنید . از هر وسیله نقلیه ، ساختمان ، پنجره ، بسته ، پاکت یا مرسوله برای پراکندن سخنان مثبت درباره مارک و شرکت خود استفاده کنید . نسخه هایی از آرم محصول و نام شرکتت خود را ( همراه نشانی اینترنتی تان ) به شکل برچسب های مخصوص شیشه یا سپر ماشین پخش کنید . اقلام تشویقی ( قلم ، فنجان ، کلاه ، پیراهن ، دفتر یادداشت و … ) عرضه کنید ( البته باید آنها را آنقدر جذاب درست کنید که مردم دوست داشته باشند از آنها استفاده کنند ). بدین طریق ، مشتریان شما و افرادی که با آنها در ارتباط هستند ، همگی شروع به تبلیغ کار شما می کنند .
هرگز فرصت های بازاریابی رایگان را از دست ندهید و همیشه به فکر راههایی برای خلق این فرصت ها باشید . پخش کارت تجاری یا دست دادن با مشتریان تقریبا هیچ هزینه ای ندارد . اما اگر در بافتی درست انجام شود ، ممکن است مؤثر ترین فعالیت بازاریابی در جهانی باشد که می شناسیم .

پاداش دادن به مشتریان

به مشتریان برای معامله با شما ، پاداش بدهید . یک قوطی کلوچه خانگی ، یک کیک ، یک دسته گل ، یا هر جایزه ای که فکر می کنید می پسندند، همراه یادداشت تشکری به نام آنها ، برای مشتریانتان ارسال کنید . این پیشنهاد بسیار ساده است ، اما به شکلی مؤثر به افراد می فهماند که شما برای معامله با آنها ارزش قایلید . این کار مثل طلا ارزش دارد ، زیرا مشتریانی که احساس می کنند رفتار خوبی با آنها شده است ، همیشه مشتریان جدیدی به سوی شما می فرستند .
استفاده از کانال ها و رسانه های جدید
شما می توانید با اینترنت که ارزان تر از تلفن است به بازاریابی مستقیم بپردازید . از این واقعیت بهره بجویید و تلاش هایتان را به سمت این رسانه ی جدید و بهتر معطوف کنید . یا ر صنعت خود اولین کسی باشید که برای معرفی محصول جدید ، به عوض ارسال نامه از فکس استفاده می کند . یا یکی از اولین کسانی باشید که در صنعت خود از استفاده از بازاریابی مستقیم را جایگزین واسطه های سنتی کرده است . همچنین در انتخاب رسانه ها نیز ، مجلات جدید و دارای مخاطبان روز افزون را ترجیح دهید ، زیرا هزینه تبلیغ در این مجلات را پس از چاپ و توزیع پرداخت می کنید و این باعث می شود در قبال پولی که می پردازید ، مواجهه های بیشتری به دست آورید .
چطور است تبلیغی رادیویی داشته باشید که پیام شما همراه آن در قالب یک متن ، روی صفحه کنترل دیجیتالی رادیو اتوموبیل ظاهر شود . هنوز تعداد زیادی از بازاریاب ها از این رسانه ی رو به توسعه استفاده نکرده اند .
هر وقت توانستید ، چیزی نو ظهور و تازه بیابید ، از آن کمال استفاده را بکنید و گرنه خودتان چیزی تازه خلق کنید . (چطور است به جای تبلیغات ، برنامه ی نمایشی جدید و هیجان انگیزی ترتیب بدهید و از شهرتی هم که به دنبالش می آید ، سود ببرید ؟) به سه دلیل وقتی به کاری بدیع و نو دست می زنید . سرمایه ی بازارایابی تان تأثیراتی گسترده تر و عمیق تر خواهد داشت :

نو یعنی چیزی که هنوز تأیید نشده و در ننتیجه طراحان تبلیغات ، بابت آن پول کمتری از شما می گیرند .
نو یعنی کوچک تر ، پس شما می توانید ماهی بزرگی در برکه ای کوچک باشید . در یک رسانه ی جدید ، احتمال توجه شدن به شما بیشتر از زمانی است که در رسانه های پر ازدحام و رشد یافته کار کنید . من ترجیح می دهم در جایی تبلیغ کنم که هیچ تبلیغی از رقبا توجه مصرف کنندگان را از من منحرف نکند . بدین شکل من خیلی ساده و و با هزینه ای اندک به یک ستاره بدل می شوم .
نو بودن شما نظر ها را جلب می کند و مشتریان را تحت تأثیر قرار می دهد . در بازار نقش رهبر داشته باشید نه پیرو .

ارائه ی گارانتی های قدرتمند

اگر واقعا معتقدید که محصول یا خدمات خوبی دارید ، چرا خطر نمی کنید و آن را به آزمون نمی گذارید ؟ یک گارانتی باز پرداخت، بدون مطالب چاپی زیادی درباره ی شرایط آن به احتمال زیاد توجه مشتریان را جلب می کند . این کار چه هزینه ای دارد ؟ اگر حق با شما باشد و مشتریان عاشق محصولتان بشوند ، این پیشنهاد ابدا هزینه ای نخواهد داشت . اگر گاهی اوقات ادعای شما غلط از آب در آید ، در آن صورت نیز هزینه ی نسبتا اندکی متقبل می شوید و پول چندانی از جیب شما نمی رود . فقط در صورتی گارانتی به ضرر شما خواهد بود که محصولی بی کیفیت بفروشید که در آن صورت باید بی درنگ کیفیت آن را بهتر کنید ، زیرا هیچ چیز در بازار از محصول بی کیفیت گران تر نیست !

پیوستن و شرکت کردن

من این رویکرد را استراتژی پوش می نامم و بسیاری از تولید کننده ها می گویند ، که این استراتژی اساس موفقیت آن هاست .
بازاریاب های معمولی عصر به خانه می روند و دو ساعتی به تماشای تلویزیون می نشینند . خب شما ککه معمولی نیستید ، می توانید در هفته از این ۱۰ ساعت ( به علاوه ساعات آخر هفته ) با انجام دادن فعالیت های پرفایده تر حداکثر استفاده را ببرید . در گروه ها و انجمن های تخصصی شرکت کنید ، تیم های ورزشی جوان را پشتیبانی و هدایت کنید . در مؤسسات خدمات عام المنفعه داوطلب شوید ، به جمع آوری کمک های مالی برای موزه های محلی بپردازید ، یا در مناسبت های فرهنگی و آموزشی ( به ویژه مناسبت هایی که در آنها می توانید با افراد حرفه ای هم صحبت شوید . مثل گالری های هنری و مراسم افتتاح و بریدن روبان) شرکت کنید . از خانه بیرون بروید و در این همه فعالیت سرگرم کننده و سودمند شرکت کنید ، تا ببینید چگونه شبکه ی روابطتان به شکلی طبیعی رشد می کند. اگرچه شرکت کردن در چنین فعالیت هایی ، به طور فی نفسه لذت بخش ترین و بهترین پاداش است ، این احتمال هم وجود دارد که از افزایش فرصت های فروش و بازاریابی تان شگفت زده و خوشحال شوید . یا شاید در یابید که مشتریان احتمالی تان چیزهایی درباره کار و محصولات با کیفیت شما شنیده اند و شما را صدا می کنند تا خود را به شما معرفی کنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *