رنگ ها در تبلیغات و بازاریابی

رنگ ها در تبلیغات و بازاریابی

رنگ ها در تبلیغات و بازاریابی

رنگ ها در تبلیغات و بازاریابی به شدت اهمیت دارند. چرا که هر رنگی احساس خاصی را بر می انگیزد.

رنگ محصوصترین عنصری است که همواره روح و روان آدمی را محصور جاذبه ی خود ساخته است.

با حذف رنگ از محیط پیرامونمان دنیایمان خسته کننده و خالی از لطف خواهد شد.

در روانشناسی رنگ به بررسی تاثیر رنگ بر رفتار و احساس انسان می پردازند.

آشنایی انسان با رنگ :

سبزی برگ درختان در بهار، رنگ میوه ها، رنگین کمان، تیرگی شب و روشنایی روز، رنگ خون و … رنگ های طبیعی هستند که از ابتدای خلقت در پیرامون انسان وجود داشته اند و انسان به مرور با هر کدام از این رنگ ها تجربه ی خاصی بدست آورده است و واکنش هایی نسبت به آن رنگ شکل گرفته است. مانند تیرگی شب و خطرات همراه آن رنگ سیاه را به رنگ خشنی تبدیل کرده است.
بعدها ساخت رنگ های مصنوعی را با استفاده از گل افری آغاز میکنند.این گل به رنگ های قرمز، زرد و نارنجی در طبیعت وجود داشته که با ترکیب آن با چربی حیواناتو خاکستر رنگ بدست می آوردند.
در برخی غارها باستانی نقاشی هایی وجود دارد که در آنها رنگ نمود یافته اند، مانند غار التامیرا در اسپانیا.
ایرانیان قبل از رواج کاشی کاری بناهای خود را با نقاشی و رنگ تزیین میکردند که تا حدود قرن چهارم هجری ادامه یافت که با حضور جلا، صیقل و نقوش کاشی جایگاه پیشین خود را از دست داد.

رنگ در اسطوره ها:

بزی سپید رنگ در بیابان که نخستین جفت انسان را شیر داد نشان دهنده ی حضور پر اهمیت رنگها در اسطوره هاست و یا در اسطوره ی آفرینش که اهورامزدا در جهان روشن و اهریمن در جهان تاریک قرار داشت و یا رنگ تن پوش شخصیت ها که بیان کننده ی حالات درونی آنهاست.
تبادل سپید و سیاه که در بسیاری از اسطوره ها دیده میشود. احساس هایی همچون خیر و شر، شکست و پیروزی، زندگی و مرگ را در پی دارد.
در اسطوره های باستانی ایران سه جهان ترسیم شده است: اول جهان «فراز» یا آسمان بلند آنجا که جایگاه اهورامزداست و به رنگ سپید است.
دوم جهان «فرود» یا زیرین که جای اهریمن و سیاه است.
سوم جهان «زرین» یا سرخ فام که از آن مردمان است.
در اسطوره ی آفرینش سپیدی در برابر سیاهی رمز راستی اهورا مزدا در برابر ناراستی اهریمن است.
در هم آمیختن سپیدی با روشنی جنبه ی الهی آن را کاهش میدهد.
و هرگاه با رنگ زرین همراه شود، تقدیس بیشتری میابد.
در ایران باستان پیوند سیاه پوشی و عزا شاید به جنبه ی اهریمن دانستن مرگ مربوط شود. چرا ک زندگی از آن اهورامزدا و مرگ از آن اهریمن است.
رنگ زرد با باور زرتشتیان در خصوص حضور مردگان در جشن ها و شادی ها همخوانی دارند.
در چین و مغولستان و نزد اسلاوها و حتی در تمدن های آمریکای مرکزی و جنوبی اغلب رنگ سیاه برای شمال، قرمز برای جنوب، آبی مشرق و سفید برای مغرب استفاده میشده است.
در چین باستان لاک پشت سیاه نماد شمال، پرنده ی سرخ نماد جنوب، اژدهای آبی نماد مشرق و شیر سفید نقره ای نماد مغرب است.
در مصر باستان آبی نشانه ی حکمت، شادی، فردتنی، عشق، درستی و خوشبختی جادیدان بوده است.
نزد ایرانیان و مصریان رنگ سفید نماد پاکی، تقوا و پاکدامنی است.
در متون اوستایی، طبقات روحانیون، جنگجویان، کشاورزان و صنعت گران با پوشیدن جامه های رنگی از یکدیگر متمایز میشدند.
روحانیون جامه ی سفید، جنگجویان جامه ی سرخ، دبیران جامه ی زرد و صنعتگران و کشاورزان جامه ی کبود.
نماد های مذهبی رنگ
رنگ در مذهب نیز وجود دارد. به اعتقاد مردمان باستان خدای سحر و جادو پوستی زرد داشته، در مصر باستان پوست شو، خدایی که آسمان و زمین را جدا کرد قرمز بود.

رنگ آبی:

رنگ آبی در برخی تمدن ها رنگ خدایان اساتیری است.
نزد مصریان باستان رنگ جاودانگی، صداقت و پاکی است.
نزد قوم یهود رنگ خداست.
به اعتقاد یهودیان هنگامی که ۷۰ نفر از بنی اسرائیل برای دیدن خدا رفتند زیر پای خدا سنگ براق لاجوردی وجود داشت.
در قرن سیزدهم میلادی اینو سان دوم برای دنیای مصیحیت ۵ رنگ را در آیین مذهبی به رسمیت شناخت.
سفید: مظهر پاکی و روشنایی
سرخ: رنگ آتش، عشق و خون
سبز: رنگ امید و میل و جاودانگی
بنفش: توبه و استغفار
سیاه: عزا
قرآن کریم از رنگهای زرد، سفید، سیاه، سبز، آبی و قرمز نام می برد.
در نوشته های رسمی برای سطرهای کتاب، عنوان ها و… رنگ های خاصی استفاده میکنند، مانند: رنگ سیاه و قهوه ای برای متن کتاب، طلایی برای تذهیب حاشیه ها، آبی برای تصاویر و قرمز برای عنوان.
در فرهنگ اسلامی به سه رنگ سیاه، سفید و قرمز بیشتر از بقیه ی رنگ ها توجه شده است، که رنگ سیاه بیانگر نفس و رنگ قرمز نمادی از شهادت است. رنگ سبز در عرفان رنگ زندگی و شادمانی است.
پژوهشگران معتقدند که به وجود هاله ای رنگین در اطراف انسان هستند، هاله ای که با عقاید و خصوصیات روحی متناسب است. مثلا آنان که عقاید دینی محکمی دارند، هاله ای از نور زرد دارند.

تاریخ مطالعات رنگ

ارسطو نخستین فردی ک به مطالعه ی رنگ پرداخته است. این فیلسوف دریافت که نور لازمه ی رنگ است. او فکر میکرد اشیای واقعی سیاهی خود را به نور سفیدی که بر روی آنها می افتد تحمیل میکنند و زمانی رنگهای مختلف پدید می آیند که اشیای مختلف سیاهی را به نور سفید تحمیل میکنند. افلاطون رنگهای اصلی را سیاه، سفید، سرخ و لامع منحصر دانست. نیوتن ریاضیدان اجزای نور سفید را به رشته ای از رنگها تجزیه کرد و آن را طیف اسپکتروم نامید.

اجزای اصلی معادله ی رنگ

نور، شی و ناظر سه رکن اصلی برای درک رنگ است. بدون نور رنگی وجود ندارد. چشم های انسان دارای حس گرمایی است که قابلیت دریافت نور را دارند. شبکه ی چشم نور را شناسایی و به مغز ارسال میکند.منبع نور میتواند لامپ، خورشید یا صفحه های صیقلی باشد.
نورها با سرعت یکسانی منتشر میشوند اما نوسانشان با فاصله های مختلف انتشار میابد. یعنی دارای فرکانس های متفاوتند.
چشم انسان قابل به دریافت طول موج هایی با دامنه ی حدود ۳۸۰ تا ۷۴۰ نانومتر میباشد.
قرمز بلندترین طول موج و بنش کوتله ترین طول موج را دارد.
نورهای دیگری نیز هستند که از دامنه ی دید انسان خارج هستند. مانند نورهایی که بسیاری از حشرات دریافت میکنند.

تشخیص رنگها

چشم نیز مانند گوش به امواج انرژی واکنش نشان میدهند. رنگ متشکل از نوری است که چشم آن را بر روی طولی از امواج جذب میکند و سپس سیستم عصبی نور را به مغز منتقل و به رنگ تبدیل میکند که میبینیم.
هنگامی که انسان متولد میشود توانایی دیدن خود را از طریق تفاوت میان روشنایی و تاریکی آغاز میکند و سپس حرکت و تشخیص شکل ها شناختن رنگ آفرین مرحله ی رشد بینایی انسان است.
تشخیص رنگ در مخروط های چشم با استفاده از سه نوع رنگدانه ی محقق می شود اعبارتند از: آبی، قرمز و سبز بلندتر هستند. نحوه ی پخش آنها نیز متفاوت است.
رنگ آبی با طول موج ۴۳۵ تا ۵۰۰ نانومتر مخروط های قرمز و سبز را با ارزش تحریکی صفر و مخروط های آبی را با ارزش تحریکی ۹۷ تحریک میکند.
نور سفید ترکیبی از تمامی طول موج هاست. در نتیجه احساس دیدن نور سفید زمانی بوجود میاید که ترکیب مناسبی از رنگها که مخروط ها را تقریبا مساوی تحریک میکنند شبکیه را نیز تحریک کند.

کور رنگی

در نبود یک گروه مخروط های گیرنده ی انسان نمیتواند پاره ای از رنگها را از هم تشخیص دهد. اگر چند نوع از مخروطها طبیعی باشند ولی کم عمل کنند شخص دچار ضعف در دیدن رنگهاست. رنگها را با رنگ سنج و اسپکتروفوتومتر میسنجند.
از نظر آماری حدودا از هر هشت یا ده نفر، یک نفر نگاه و درک کاملا متفاوتی از رنگها دارد، که اصطلاحا به آنها کور رنگ گویند. جان دالتون در سال ۱۷۹۴ اولین مطالعه ی دقیق خود را درباره ی نقص دید رنگها در چشم منتشر کرد.
او تصادفا با آزمایش های خود از نقص دید خودش در ۲۶ سالگی مطلع شد.
او رنگ صورتی را در روز به رنگ آبی آسمانی و در شب زیر نور شمع به رنگ دیگری مشاهده میکرد. که سبب شد نقص دید رنگها به نام دالتونیسم معروف گردد.
بسیاری از افرادی که کور رنگی دارند از نقص خود آگاه نیستند. کور رنگی یک بیماری ارثی وابسته به کروموزوم x مغلوب است که در مردان بیشتر دیده میشود اما ممکن است در اثر بیماری های عصب بینایی یا شبکیه نیز رخ دهد.
کوررنگی اغلب با استفاده از چارت های رنگی تشخیص داده میشوند.

تعداد رنگها

کثرت رنگها فراتر از قوه ی تشخیص بصری انسان است. مردمان گذشته رنگ های کمی را میشناختند و بسیاری از رنگ های نزدیک به هم را یکسان میپنداشتند. در بسیاری از متون گذشته رنگ های بنفش، نیلی، کبود و لاجوردی در معنی سیاه آمده یا رنگهایی مانند نارنجی، صورتی و انواع قرمزها را سرخ میگفتند.
پژوهش هایی که توسط دو مردم شناس آمریکایی در سال ۱۹۶۰ در واژه های رنگ اجرا شد نشان داد در بسیاری از فرهنگ ها وجوه مشترکی در تبادل رنگها وجود دارد.

نتایج:
۱٫ در تمامی زبان های بررسی شده حداقل دو رنگ سیاه و سفید ( تیرگی و روشنایی ) وجود دارد.
۲٫ اگر رنگ سومی وجود داشته باشد، قرمز است.
۳٫ رنگ ششم آبی است.
۴٫ رنگ هفتم در اکثر زبانها قهوه ای است.
۵٫ رنگهای بعدی به ترتیب ارغوانی، صورتی، نارنجی و خاکستری است.
دایره ی رنگ
نیوتن با بررسی رنگها آنها را در نموداری دایره ای شکل قرار دارد.
وی درون این دایره مثلثی قرار دارد که سه ضلع اصلی آن را رنگهای قرمز، زرد و آبی ( رنگهای اصلی ) تشکیل داد.
رنگهای فرعی از ترکیب مستقیم رنگهای اصلی بوجود می آیند و عبارتند از:
قرمز + زرد = نارنجی
قرمز + آبی = بنفش
زرد + آبی = سبز
رنگهای درجه ی سه نیز از اختلاف بین رنگهای اولیه و ثانویه بدست می آید.

فام

فام صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگ مشخص میکند.
تقریبا ۱۵۰ فام متفاوت قابل تشخیص اند ولی همه ی آنها در طیف مرئی به طور مساوی توزیع نشده اند زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلندتر توانایی بیشتری دارد.

درخشندگی

درخشندگی درجه ی نسبی تیرگی و روشنی را مشخص میکند.
در چرخه ی رنگ زرد بیشترین درخشندگی و بنفش کمترین درخشندگی را دارد.

اشباع یا پر مایگی

میزان خلوص رنگ با صفت اشباع سنجیده میشود.
رنگ در خالص ترین حالت خود در حداکثر میزان خلوص است.
فام های چرخه ی رنگ صد درصد خالصند اما در طبیعت به ندرت میتوان نام خالص یافت.
همچنین کمتر رنگی در حد اشباع فام مربوط در چرخه ی رنگ را داراست.
اختلاط فام های خاص با یکدیگر یا با رنگهای بی فام باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *